تبليغاتX
انسان جستجوگری در مسیر شدن

آب را گل نكنيم

در فرودست انگار ، كفتري مي خورد آب

يا كه در بيشه‌ي دور ، سيره اي پَر مي شويد

يا كه در آبادي ، كوزه اي پر مي گردد

آب را گل نكنيم

شايد اين آب روان ، مي رود پاي سپيداري ، تا فرو شويد اندوه دلي

دست درويشي شايد ، نان خشكيده فرو برده در آب

زن زيبايي آمد لب رود

آب را گل نكنيم

روي زيبا دو برابر شده است

چه گوارا اين آب

چه زلال است اين رود

مردم بالا دست ، چه صفايي دارند

چشمه هاشان جوشان ، گاوهاشان شير افشان باد

من نديدم دهشان

بي گمان پاي چپرهاشان جاي پاي خداست

ماهتاب آنجا ، مي كند روشن ، پهناي كلام

بي گمان در دهِ بالادست ، چينه ها كوتاه است

مردمش مي دانند ، كه شقايق چه گلي است

بي گمان آنجا آبي ، آبي است

غنچه ايي مي شكفد ، اهل دِه با خبرند

چه دهي بايد باشد ؟

كوچه باغش پر موسيقي باد

مردمان ِ سر رود ، آب را مي فهمند

گل نكردندش ، ما نيز

آب را گل نكنيم

نوشته شده توسط پسر پاییزی در جمعه سی ام شهریور 1386 ساعت 10:21 بعد از ظهر | لينک ثابت |

با سلام خدمت همه دوستان عزيز

بايد ببخشيد كه مدتي نبودم و آپ نكردم . راستش در اين چند روزه كاملا ذهنم هنگ كرده بود و فرصت فكر كردن به چيزهايي مثل وبلاگ را نداشتم . به هر حال الان آمده ام با روحيه ، قدرت و انگيزه اي دو برابر . در آخر هم از همه كساني كه اين مدت به خونه خودشون سر مي زدند كمال تشكر را دارم .

---------------------------------------------

به راستي كه بدبختي است اگر دست خالي به سوي مردم دراز كنم و آنرا خالي بازگردانم ؛ اما ياس و نا اميدي است اگر دستي پر به سوي مردم بگيرم و كسي از آن چيزي بر ندارد . پس از دستان من كه در پرتو آفتاب است و ميوه هايش رسيده ، چيزي بر داريد كه بسيار شيرين است و گوارا و اگر درنگ كنيد ، از لذت خوردنش محروم خواهيد شد كه آفتاب درخشنده است و طاقت فرسا ... ميوه را مي رساند و شيرين مي گرداند و چون بسيار بماند ، مي گنداند و لـِـه مي كند .

---------------------------------------------

در ضمن به زودي مبحث سوم (آخر) را پيرامون استاندارد زندگي خواهم نوشت

نوشته شده توسط پسر پاییزی در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت 7:5 بعد از ظهر | لينک ثابت |

با سلام به همه عزیزان بازدید کننده

رسیدن ماه پر خیر و برکت رمضان را به همه تبریک عرض کرده و آرزومندم لحظاتی سراسر عبادت و برکت را پشت سر بگذارید . دعای خیر را فراموش نکنید . برای همه و در آخر هم منو یادتون نره .

آرزومند آرزوهای نیک شما

نوشته شده توسط پسر پاییزی در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 ساعت 9:13 بعد از ظهر | لينک ثابت |

در آغاز راهم ؛

مي خواهم زندگيم را به كلي دگرگون سازم

شايد دير زماني بپايد ،

شايد غمگين شوم ،

شايد خطر در كمين باشد ،

و رنج هايم هر دم فزون تر گردند ،

ولي با همه اينها

يقين دارم موفق خواهم شد ...

چرا كه تو با مني ،

حامي من

در لحظات خوشي و ناخوشي

و اين چه دلگرم كننده است ....

نوشته شده توسط پسر پاییزی در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 ساعت 8:45 بعد از ظهر | لينک ثابت |

چراغ را نمي افروزند تا در پستويي پنهانش كنند ، بلكه بر چراغدان مي نهند تا همه جا را روشن كند . زيرا مستوري نيست كه معلوم و هويدا نشود و عيبي نيست كه نمايان و روشن نگردد .

قسم به شب تار ، چون جهان را به پرده‌ي سياهي بپوشاند ؛

قسم به روز سپيد ، چون عالم را با آرامش روشن كند ؛

و قسم به پاك اقدس خدا

در ديدگانم فروغ ديگري است و در گام هايم استواري پايدار ، و به سوي عالمي رهسپار خواهم شد كه زيباترين واژه ها و گوياترين انديشه ها در آن جاري است و مي توانم به حقيقت وجود پي ببرم . مرا مجال ماندن نيست .

نوشته شده توسط پسر پاییزی در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 ساعت 9:21 بعد از ظهر | لينک ثابت |

زمزمه پل و رود

شب بود و آب از درون پل در حال گذر و من در آن خلوت صدايي شنيدم .

پل از آب سوال مي كرد و آب از طي طريق براي پل مي گفت ، از زشتي و زيبايي هايي كه ديده بود ، از پستي و بلندي ها و فراز و نشيب هايي كه طي كرده بود . آب آمده بود كه برود ، همچنان مسرور و سرخوش و در حين گذر پل به او نصيحتهايي كرد .

اكنون كه به آينده مي روي پيام مرا بشنو و به ديگران برسان ؛ به ديگران بگو كه استقامت را از من و سعي و تلاش خستگي ناپذير را از تو بياموزند و تو خود اين را به ياد داشته باش كه از كنار خوبي و بدي ها ، زشتي و زيبايي ها گذر مي كني ، اما همواره زلالي و پاكي ات را حفظ كن چرا كه زلالي و پاكي فطرت توست و سعي كن همواره شادي و شادابي و طراوت ببخشي كه اين رسالت توست .

و در اين گفتگو چه زيبايي و بركتي عظيم بود . چرا كه هر شب صدها نفر را از گوشه و كنار شهر به طرف خود مي كشيد . پير و جوان ، زن و مرد .

بچه ها در حال بازي وشادي با لذتي معصومانه

پيران با احساس رضايت در حال مرور خاطراتي به طول يك عمر

و جوان عاشق در فكر معشوق خود و در فكر آينده با بلند پروازي ها و آرزوهايي بس بزرگ

چه زيبا شبي بود ديشب

نوشته شده توسط پسر پاییزی در جمعه شانزدهم شهریور 1386 ساعت 9:2 قبل از ظهر | لينک ثابت |

ادامه مبحث قبلی - بخش دوم

در پست قبلي هدف بحث پيرامون استاندارد زندگي بود اما در كل به سه موضوع اشاره شد :

استاندارد زندگي ؛ حقيقت و واقعيت و فرق اين دو 

 هدف و ربط آن با  تاكجا ؟ تا كي ؟ به چه قيمت ؟

من فعلا قصد دارم در مورد استاندارد زندگي بنويسم .

استاندارد را چگونه مي توان تعريف كرد و اصلا وقتي ما كلمه استاندارد را مي شنويم چه تعريف و تصويري در ذهن ما بوجود مي آيد ؟

تعریف استاندارد مي تونه ايداه ال با در نظر گرفتن كليه جوانب باشه . اما استاندارد پايه هايي داره و به عبارتي از قوانيني شكل گرفته و پيروي مي كند . مهم اين قوانين هستند . در هر شخص و جامعه اي قوانين متفاوتند . مثلا قوانين شخصي كه در آمريكا زندگي كرده و با علم و تكنولوژي آشناست با كسي كه در قبيله اي در آفريقا زندگي مي كنه و عقايد خاص خودش را داره خيلي متفاوتند . در كل تكليف چيه ؟ مي شه نتيجه گرفت كه هر كسي طبق قوانين خودش مي تونه استانداردي براي خودش تعريف كنه . هر كدام از ما ارزشهايي براي خودمون داريم كه با ديگري هم شباهتهايي داره و هم تفاوتهايي . در نتيجه يك استاندارد كلي براي اجتماع و جهان نمي تونه وجود داشته باشه . البته اصولي را مي توان ارائه كرد . پس هر  كدام از ما بايد به قوانين و نظام ارزشي خودمون رجوع كنيم و در درجه اول از درستي آنها اطمينان حاصل كرده و اگر لازم بود آنها را اصلاح كنيم . معيار سنجش براي درستي يا نادرستي كدام است ؟؟ اين ديگر اختياري است . براي زندگي از طرف خداوند كه خالق ماست براي ما استانداردي در دوره هاي زماني مختلف فرستاده شده ، اين ديگر با ماست كه با تحقيق و علم و آگاهي يكي از آنها را انتخاب كنيم . بله منظورم به نوعي همان دين است . هر ديني كه از طرف خداوند مي آمد تكميل شده قبلي بود و نسبت به رشد معرفتي انسانها آن دين هم كاملتر شده و بهتر راه سعادت را به انسانها نشان مي داده . به گفته خود خدا بهترين و كاملترين و آخرين دين ، دين اسلام است . پس كسي كه به وجود خدا ايمان دارد مطمئنا به گفته او نيز اطمينان كرده و اين دين را بر مي گزيند . فردي به عنوان يك مسلمان نمي تواند در جايي و مكتبي غير از دين اسلام به دنبال استاندارد بگردد . چرا كه اولا اين اسلام است كه كامل است و بقيه به نوعي ناقص هستند و دوما مطمئنا اگر چنين كاري كرد در نظام ارزشي اش تعارض ايجاد مي شود . حتما تا حالا به اين جمله برخورد كرديد كه ميگه در دين هيچ اجباري نيست . پس ايا ما مي توانيم هر ديني را كه خواستيم انتخاب كنيم و يا اصلا هيچ ديني انتخاب نكنيم !؟؟ جواب نــه است چرا كه در آن صورت خداوند به ما مي گويد كه من اين همه پيامبر ، ولي ، معجزه و نشانه فرستادم تا شما با مشاهده و تفكر در آنها به من ايمان آورده و بهترين را انتخاب كنيد ، پس چرا اينكار را نكرديد ؟؟ . مي بينيد كه ديگه جوابي نداريم كه بديم و در مقابل خدا كم مياريم .

دوستان عزيزم نمي خوام با شما بحث ارزشي و ديني بكنم . فقط مي خوام شما را با حقيقتي به نام دين اسلام و به عبارتي همان استاندارد زندگي آگاه كنم . حقيقتي كه مظلوم واقع شده . حقيقتي كه حق آن است كه بيشتر و بهتر به آن پرداخته شود . هر كدام از ما فكر مي كنيم كه اسلام را بلديم و مسلمان هستيم در صورتي كه اگر كمي به پشت سر نگاه بكنيم مي بينيم كه چه جاها كه آن را زير پا نگذاشته ايم . آري اگر هر كدام از ما ياد بگيريم كه بايد از خودمون شروع كنيم و اول خودمون را اصلاح كنيم اولا جامعه اصلاح مي شود و ثانيا ديگه كسي نمي تواند به خودش جرات بدهد كه به ما مسلمانها خرده بگيرد . راهي صاف و هموار ، كاملا روشن و تضمين شده در مقابل ماست و ما نيز حق انتخاب داريم . از اينجا به بعد با خود ماست كه به چه راهي برويم .

 

در مبحث آينده استاندارد زندگي را در اسلام بررسي مي كنيم . البته نظر يادتون نره . منتظر نظرات همه شما دوستاني كه اين متن را مي خوانيد هستم .

موفق و سلامت و سعادتمند باشيد .

نوشته شده توسط پسر پاییزی در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 7:54 بعد از ظهر | لينک ثابت |

در سراسر جهان به خروش دریاها گوش فرا داده ام و همواره یک آواز شنیده ام ...

همان آواز ازلی و جاودانی که با روح اوج میگیرد و با روح نیز فرود آید . گاه آن را با سایه ای از اندوه در می آمیزد و گاه بدان آرامش و اطمینان می بخشد .

و این بار دریا ما را به این ساحل می سپارد . اما  ما تنها موجی شکسته از امواج آنیم که ما را در ژرفای ساحل خود دفن می کند . ما چون ماهیانیم که بر آسمان دریا می چرخیم تا آنگاه که نور الهی صیدمان کند .

شاید به دست آسمانیان در افتیم یا به چنگ خاکیان . چه بسیار است که به چنگال تیر و آروارگان خاکیان بر خاک شویم .

آزادی راستین چنین است که در خاک نیز چون گل بروییم و عطری دل انگیز بیفشانیم تا اسیران خاک از آن هوشیار شوند .

نوشته شده توسط پسر پاییزی در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت 10:14 بعد از ظهر | لينک ثابت |

اگر اندیشه شما را به پرنده ای تشبیه کنیم می توان گفت که پرنده اندیشه شما در هر لحظه با دو بال پرواز می کند . یک بال مجموعه نظام باورهای شماست که از تولد تا به امروز شکل گرفته و بال دیگر روحیه و کیفیت احساس شما است که تعیین می کند که پرنده اندیشه شما به کجا پرواز کند و در آسمان زندگی شما بر چه بلندایی بنشیند .

پرنده اندیشه انسانی که روحیه ای خسته و ملول و دلمرده دارد و از سوی دیگر باورهایی درست و شخصیت آفرین ندارد در هر لحظه با دو بال شکسته همچون جغدی بر خرابه ها و دیوارهای شکسته می نشیند و صاحب آن اندیشه را به قهقرا می برد .

از سوی دیگر پرنده اندیشه انسانی که باورهای عالی در وجودش شکل گرفته و در عین حال از روحیه . احساس بسیار خوب و با نشاطی برخوردار است . در هر لحظه با دو بال قدرتمند همچون عقابی به بلندترین قله های یک زندگی موفق پرواز می کند و بر هر بلندایی که بنشیند برای آن شخص دستاوردی از موفقیت و ثروت و معنویت و علم و ایمان را حاصل می کند .

نوشته شده توسط پسر پاییزی در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت 3:57 بعد از ظهر | لينک ثابت |

وقتي گريبان عدم

با دست خلقت مي دريد

وقتي ابد چشم تو را

پيش از ازل مي آفريد

وقتي زمين ناز تو را

در آسمانها مي كشيد

وقتي عطش طعم تو را

با اشك هايم مي چشيد

من عاشق چشمت شدم

نه عقل بود و نه دلي

چيزي نمي دانم از اين

ديوانگي و عاقلي

يك آن شد اين عاشق شدن

 

دنيا همان يك لحظه بود

آن دم كه چشمانت مرا

از عمق چشمانم ربود

وقتي كه من عاشق شدم

شيطان به نامم سجده كرد

آدم زميني تر شد و

عالم به آدم سجده كرد

من بودم و چشمان تو

نه آتشي و نه گِلي

چيزي نمي دانم از اين

ديوانگي و عاقلي

شعر از آقای افشین یداللهی

نوشته شده توسط پسر پاییزی در شنبه دهم شهریور 1386 ساعت 9:27 بعد از ظهر | لينک ثابت |

زندگي از آن توست ،

با اراده اي فولادين

تصميم بگير

و به سوي هدف گام بردار

نيرويت را جمع كن

و به خواسته ات عشق بورز ؛

عشقي صادقانه ،

عزم ات را جزم كن

تا  به جنگل كه مي روي

بخشي از طبيعت شوي ،

خود را قوي كن

تا زندگي ات را آنگونه كه مي خواهي پيش ببري ؛

ديگري را توان اين كار نيست ،

اراده كن

تا زندگي ات را

سالم

شگفت انگيز

ارزشمند

و سراسر شادمانه سازي
نوشته شده توسط پسر پاییزی در شنبه دهم شهریور 1386 ساعت 4:33 بعد از ظهر | لينک ثابت |

بیگانه ای به صومعه ای رفت . سراغ کشیش را گرفت و گفت :

می خواهم زندگی ام را بهتر کنم . اما نمی توانم خودم را از افکار گناه آلود رها کنم .

پدر روحانی متوجه شد که در بیرون باد تندی می وزد . به بیگانه گفت :

اینجا هوا خیلی گرم است . می توانی از بیرون کمی باد بگیری و بیاوری تا اتاق را خنک کند ؟

بیگانه گفت : غیر ممکن است .

راهب گفت : همین طور بازداشتن خودت از اندیشیدن به آن چه خداوند را می آزارد غیر ممکن است . اما اگر بدانی چگونه باید به وسوسه ها پاسخ « نه » بگویی هیچ آسیبی به تو نمی رساند .

نوشته شده توسط پسر پاییزی در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 ساعت 11:25 بعد از ظهر | لينک ثابت |

الهم عجل لولیک الفرج

میلاد با سعادت و با برکت امام زمان  مهدی موعود (عج)  بر همگان به خصوص ایرانیان همیشه منتظر و شما دوستان عزیز و گرامی مبارک باد

خبر آمد خبری در راه است

سرخوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید شاید

پرده از چهره گشاید شاید

نوشته شده توسط پسر پاییزی در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 ساعت 0:13 قبل از ظهر | لينک ثابت |

سلام دوستان

در این پست می خوام در مورد یک مبحث خیلی مهم نظرم را به شما بگویم و نظرات شما را هم ببینم

مدتی پیش با کلمه (استاندارد زندگی) روبرو شدم . اینکه کسی بخواهد استاندارد زندگی اش را بالا ببره . در درجه اول باید بگم که هدف و فکری بسیار عالی است و کسی که صاحب این فکر است بدون شک فردی است در آستانه سعادتمندی (البته اگر از راه درست پیش برود) . چیزی که در ذهن من در این مورد ظاهر شد اول دو سوال زیر بود :

چه نوع استانداردی ؟؟ و چه نوع زندگی ایی ؟؟

قبل از جواب دادن به این دو سوال باید استاندارد را معنی کنیم و سپس زندگی را و در آخر هدف این دو را . معنی کردن این دو را به خودتون می سپارم چون اگر بخوام بنویسم اولا طولانی میشه و دوما هم ممکنه با نظرات خیلی ها تناقض داشته باشه .

اما راه درست کدام است ؟؟ راه درست در درون خود ماست . یعنی وقتی که شرایط زیر را داشتی به خودت و اهدافت و افکارت اعتماد و اطمینان داشته باش و پیش برو :

اینکه بتوان راه درست را انتخاب کرد نیاز به یک دید خوب داره و یک دید خوب نیاز به علم داره و علم نیاز به معرفت و میزان معرفت تو بستگی به میزان مسیری است که به سمت کمال حرکت کرده ای و وقتی می توانی مطمئن باشی که در راه رسیدن به کمال گام بر می داری که حقیقت طلب و حقیقت گرا باشید .

این یک دستوالعمل کلی بود (به نظر من)

اما وقتی کمی بیشتر پیش برویم و بخواهیم راهی عملی را نشان بدهیم بهترین راه گوش فرا دادن به دستورات حقیقت مطلق یعنی خداست . بله منظورم همان راهی است که خالق ما به عنوان بهترین راه برای بهترین مخلوق خود برگزید . یک جمله از آیت الله مطهری که روحش شاد باد براتون میگم . ایشون گفتند که : علی علی نشد چون خدا می خواست علی علی شد چون راه علی شدن را برگزید .

در این جمله برای ما پیامی وجود دارد و اینکه علی به عنوان یک انسان (همجنس یکی از ما ها) به اون درجه رسید و این نشان این است که ما هم به عنوان یک انسان می توانیم فقط کافی است از مسیری که علی در آن گام نهاد (که بسیار روشن و بزرگ و هموار است) عبور کنیم . (راه علی شدن را انتخاب کنیم)

زندگی مجموعی از اهداف کوچک و بزرگ است . اهدافی که ما خود آنها را برای خود انتخاب می کنیم . پس زندگی یعنی هدف و باید اهدافی را انتخاب کرد که ارزشمند باشند چون هر هدفی داره مدتی از زمان و فرصت تو را برای زندگی میگیره . این سه سوال را برای هر هدفی مطرح کنید و اگر به یک جواب درست رسیدید به هدف خود اطمینان داشته باشید :

تا کجا ؟؟   تا کی ؟؟   و به چه قیمت ؟؟

توجه داشته باشید برای هر سه سوال جواب پیدا کنید . یعنی اگر برای یکی از آنها هیچ جوابی نبود ممکنه این هدف درست نباشه .

این موضوع بازهم جای بحث داره که اگر عمری بود با توجه به نظرات شما ادامه خواهیم داد

موفق و موید و سلامت باشید  

نوشته شده توسط پسر پاییزی در دوشنبه پنجم شهریور 1386 ساعت 9:40 بعد از ظهر | لينک ثابت |

چه عاملي از انساني عادي يك قهرمان مي سازد ؟ قهرمان كسي است كه متهورانه و حتي در سخت ترين شرايط ايثار مي كند . قهرمان فردي است از خود گذشته كه بيش از آنچه كه ديگران از او متوقعند ، از خود انتظار دارد . قهرمان كسي است كه بدون هراس آنچه كه درستي آن را باور دارد انجام دهد و تسليم ناملايمات نمي شود .

نوشته شده توسط پسر پاییزی در یکشنبه چهارم شهریور 1386 ساعت 8:13 بعد از ظهر | لينک ثابت |

براي داشتن زندگي مطلوب كمبود فرصت معني ندارد . فقط كمبود تصميم براي اين كار وجود دارد .

اگر كاملا احساس مي كنيد كه براي هدف خاصي به اين دنيا آمده ايد ، پس بايد انرژي لازم براي هماهنگي با اين آرزو را فراهم كنيد .

دائم به خودتان يادآوري كنيد كه شما جزئي الهي از وجود خدا هستيد . اين كه احساس كنيد شايسته نعمت هاي خدا نيستيد مانند اين است كه وجود الهي خود را انكار كنيد .

هنگامي انسان موفقي هستيد كه با اطمينان خاطر در جهت روياهايي كه براي زندگي به تصوير كشيده ، به پيش برويد .

آنچه را خوستار آن هستيد مشخص كنيد ، اگر بتوانيد آن را در روياي خود مجسم كنيد ، مي توانيد آن را بدست آوريد .

نوشته شده توسط پسر پاییزی در یکشنبه چهارم شهریور 1386 ساعت 8:58 قبل از ظهر | لينک ثابت |

میلاد حضرت  علی اکبر (ع)  و روز ملی

 جوان بر همه ما  جوانان  مبارک

نوشته شده توسط پسر پاییزی در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 8:55 قبل از ظهر | لينک ثابت |

خبر آمد خبری در راه است

سرخوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید شاید

پرده از چهره گشاید شاید

نوشته شده توسط پسر پاییزی در جمعه دوم شهریور 1386 ساعت 8:59 بعد از ظهر | لينک ثابت |

 
business articles