
تپشهای قلبم را به باور خاطره هايم پيوند می زنم ،
و سرزمينی را که همزاد با خاک است و کهن تر از تاريخ ،
برای نوباوگان خاک و تازه به دوران رسيدگان تاريخ زمزمه می کنم .
زمزمه می کنم که :
من از نسل شب شکنان روزگارم ،
من از نسل نورآفرينان پاک ،
از سلاله پاک آريائيان بردبارم ،
منم ميراث هزار ساله زمين ،
همان ازشرق تا غرب گسترده آغوش ،
همان پيام آور مهر و دوستی ،
همان گرفته در فش آشتی بر دوش
نه خود ستيزم ، نه ديگر ستيز
مرا و يادگاران مرا به نيکی يادآر
که يادگار يادگاران من ، همه شادی است و شادمانی ؛
. . .
شب است و گيتی غرق در سياهی
شب بلند است و سياهی پايدار ، ولی
باور به نور و روشنايی است ،
که شام تيره ما را ، از تاريکی می رهاند
و از دل شبهای يلدا ، جشن مهر و روشنايی به ما ارمغان می رساند
تيرگی هاتان در دل نور خاموش باد ،
شب يلدا را به نور قرنها قدمت جاری نگه داريم . . .
***
زنده و پاینده و سرافراز باد ایران و ایرانی
شب يلدا يا « شب چله » شب اول زمستان و درازترين شب سال است. و فردای آن با دميدن خورشيد ، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ايزدی افزونی می يابد. اين بود که ايرانيان باستان، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد می خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می کردند.
اين جشن در ماه پارسي « دي » قرار دارد که نام آفريننده در زمان قبل از زرتشتيان بوده است که بعدها او به نام آفريننده نور معروف شد ،همان که در زبان انگليسي "day " خوانده ميشود .
يلدا و جشنهاي مربوطه که در اين شب برگزار مي شود ، يک سنت باستاني است . يلدا يک جشن آريايي است و پيروان ميتراييسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار مي کرده اند . يلدا روز تولد ميترا يا مهر است . اين جشن به اندازه زماني که مردم فصول را تعيين کردند کهن است.
نور، روز و روشنايي خورشيد ، نشانه هايي از آفريدگار بود در حالي که شب ، تاريکي و سرما نشانه هايي از اهريمن . مشاهده تغييرات مداوم شب و روز مردم را به اين باور رسانده بود که شب و روز يا روشنايي و تاريکي در يک جنگ هميشگي به سر مي برند . روزهاي بلندتر روزهاي پيروزي روشنايي بود درحالي که روزهاي کوتاه تر نشانه اي از غلبه تاريکي . براي در امان بودن از خطر اهريمن،در اين شب همه دور هم جمع مي شدند و با برافروختن آتش از خورشيد طلب برکت مي کردند .
آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه ، انار و شيرينی و ميوه های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت ، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند . در اين شب هم مثل جشن تيرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ و شاهنامه خوانی مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و يا پری آن، آينده گويی می کنند .
عید سعید
قربان
عید بندگی ٬ عید پیروزی انسان بر شیطان بر همه مسلمانان جهان
مبارک باد
انسان در شکل تلاشی نیمه تمام به دنیا می آید . انسان به شکل موجودی کامل متولد نمی شود . یک سگ ٬ کامل متولد می شود . یک درخت ٬ یک سنگ و تمام هستی به جز انسان دارای یک ویژگی هستند ٬ آنها موجوداتی کاملند . تنها انسان است که کامل نیست ٬ از این رو انسان دارای فضایی باز است . همه دیگر چیزها بسته اند . یک گل رز تنها یک گل رز است اما انسان می تواند هزار و یک چیز بشود . تمام احتمال ها در مورد او ممکن است .
بنابر این کسانی که زندگی را ساده می انگارند سر نخ اصلی را گم کرده اند . زندگی یک تلاش است . یک کاوش است ٬ کاوشی در مورد چگونه کامل شدن ٬ چگونه کل شدن . این شان و یگانگی انسان است . از آنجا که او کامل نیست پس می تواند رشد کند . از آنجا که او هنوز نا تمام است می تواند شکوفا شود . می تواند بیاموزد و می تواند « بشود » . انسان رشد می کند ٬ تکامل می یابد . او نه یک « بودن » بلکه یک « شدن » است . یک جستجو است . این زیبایی انسان است ٬ شکوه انسان و هدیه خداوند به انسان .
الهی نسیمی دمید از باغ دوستی ٬ دل را فدا کردیم بویی یافتیم از خزینه دوستی ٬ به پادشاهی بر سر عالم ندا کردیم ٬ برقی تافت از مشرق حقیقت ٬ آب و گل کم انگاشتیم و دو گیتی بگذاشتیم ٬ یک نظر کردی ٬ در آن نظر بسوختیم و بگداختیم ٬ بیفزای نظری و این سوخته را مرهم ساز و غرق شده را دریاب که مــِــی زده را هم به مــِــی مرهم بود .
الهی ما را فرا جرم مگذار و یا جرم را از ما درگذار .
الهی اگر یکبار گویی بنده من ٬ از عرش بگذرد خوشحالی من .
الهی آنچه بر سر ما آید ٬ بر سر کس نیاید ٬ دیده که به نظاره تو آید هرگز باز پس نیاید .
الهی همه شادی ها بی یاد تو غرور است و همه غم ها با یاد تو سرور است .
الهی هر کس تو را شناخت ٬ هرچه غیر تو بود بینداخت .
**********************
یا رب مکن از لطف پریشان ما را
هرچند که هست جرم و عصیان ما را
ذات تو غنی و ما همه محتاجیم
محتاج به غیر خود مگردان ما را
نهمین پست من در این وبلاگ - از آرشیو اردیبهشت ماه
... هر نماز آغاز يك توبه است ؛ اعترافي است متواضعانه با اين معنا كه : اي رحمت واسعه ، اي مهربان ، خطاي مرا بر من ببخش ؛ من براي حفظ فطرت خويش كه عنايت و امانت تو بود نزد من ، قصور ورزيدم . هستي من امانت پاك و نيالوده اي بود . تجلي پاكي حضرت تو بود و من آن امانت پاك و شكوهمند را ارزان فروختم . به آن جفا كردم . نورانيت آن را به ظلمت بدل كردم . اكنون در ساحت قدسي و كبريايي تو سر سجود فرود مي آورم ؛ توبه مي كنم ؛ به خاك مي افتم تا شايد كبرها و پيرايه هايي كه به خود بسته ام فرو ريزد ، و بار ديگر شايستگي حضور و وصل پيدا كنم . اي بخشنده مهربان و اي روشنايي نامتناهي ، از تو مي خواهم اين گمشده در توهمات را به ساحت نوراني خود راه دهي ! اي همه رحمت ، به اين گمشده كمك كن تا ستايش او از وحدانيت تو چنان با خلوص باشد كه با ذكر « لا اله الا الله » اين قطره سرگشته و بي پناه بار دگر به درياي رحمتت متصل و در آن محو و فنا بشود .
سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند :
زمان، کلمات گفته شده و موقعيت ها
سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند :
آرامش ، اميد و صداقت
سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند :
رؤيا ها ، موفقيت و شانس
سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند :
عشق، اعتماد به نفس و دوستان واقعي
راه سعادت از قدردانی و شکر گزاری می گذرد . از هستی شکر گزار باش . به تو بسیار ارزانی داشته است . بیشتر طلب نکن تا به تو بیشتر داده شود . هیچگاه از هستی چیزی طلب نکن . همواره از هستی بابت چیزهایی که تا کنون به تو داده است شکرگزار باش تا با یافتن کلید درب رحمت آن ٬ حیران شوی . تو می توانی بدون اینکه چیزی از هستی طلب کنی ٬ کل هستی را در اختیار داشته باشی .
بذر عشق را پنهانی در دشت دل همگان کاشتند ٬
تا کدامین باغبان شکیبای مشتاق ٬ برای به بار نشستن خوشه های
زرین آن دست وفاداری بر گلبرگهای نازنینش بنوازد
اوج تجلی و زیبایی گوهر یکدانه ی عشق در کنار فروزندگی
چلچراغ عقل است ٬ نه در برابر آن !!!
سرمستی راستین ٬ پهنه ای است که در آن از فراز مرزهای عقل
می گریزند ٬ هنگامی که در بی کران ژرفای عشق
نجات را در غرقه شدن یافته اند
دلسپردگی به حقیقت
مفهومی فراتر از آن است که در قاموس
سر سپردگان واقعیت بگنجد
هرگاه که باید تصمیم مهمی بگیریم ٬ بهتر است به دلمان رجوع کنیم
چون معمولا عقل ما را از همه رویاهایمان دور می سازد
و دلیل می آورد که حالا وقت رویا پردازی نیست .
عقل از شکست می هراسد
اما غریزه از زندگی و چالش هایش لذت می برد
از متن سخنرانی پائولو در فرهنگستان ادب برزیل
عمیق ترین عشق ٬ عشقی است که آسیب پذیری اش را آشکار می سازد
بر آن مباش که احساسات خویش را توضیح دهی
در هر چیز عمیقا زندگی کن و هرچه را که حس می کنی
همچون موهبتی پاس بدار
وقتی عاشق می شوی همه چیز معنایی ژرف تر می یابد
هر چیز مجاز است ٬ جز ایجاد وقفه در عشق !!
و بار سبک نیستم .
آرزومند توان و شهامتم
تا جاده ی سنگلاخ را صعود کنم .
مرا چنین جراتی ببخش .
و من توان فتح دشوارترین قله ها
و تبدیل هر مانع لغزان را به پله ای سنگی
به تنهایی و فقط با توکل به تو خواهم داشت .
موضوع در مورد پذیرفتن ها و عقاید است
ما قبل از اینکه چیزی را بعنوان یک حقیقت بپذیریم باید خوب در موردش فکر کنیم و تحقیق کنیم . اما وقتی چیزی را بعنوان یک حقیقت پذیرفتیم دیگر نباید به هیچ نیروی منفی ایی یا هیچ کسی اجازه دهیم که در ما ایجاد شک و تردید کند و حتی خودمان نیز حق نداریم کوچکترین شک و تردیدی در خودمان راه دهیم .
اين روزها عادت همه
رفتن و دل شكستنه
درد تموم عاشقا
پاي كسي نشستنه
اين روزها مشق بچه ها
يه صفحه آشفتگيه
گرداي روي آيينه ها
فقط غم زندگيه
اين روز درد عاشقا
فقط غم نديدنه
مشكل بي ستاره ها
يه كم ستاره چيدنه
اين روزا كار گلدونا
از شبنمي تر شدنه
آرزوي شقايقا
يه شب كبوتر شدنه
اين روزا كار آدما
تو انتظار گذاشتنه
ساده ترين بهانه شون
از هم خبر نداشتنه
اين روزا سهم عاشقا
غصه و بي وفاييه
جرم تمامشون فقط
لذت آشناييه
اين روزا چشماي همه
غرق نياز شبنمه
رو گونهي هر عاشقي
چند قطره بارون غمه
اين روزها آدما ديگه
تو قلب هم جا ندارند
مردم ديگه تو دلهاشون
يه قطره دريا ندارند
جنس دلاي آدما
اين روزا سخت و سنگيه
فقط توي نقاشيا
دنيا قشنگ و رنگيه
اگه به هم كمك كنيم
زندگي ديدني ميشه
بر سر پيمان مي مونن
یارهاي خوب تا هميشه
در دنیا بمان اما از آن تاثیر نپذیر و از آن هویت نگیر . راه رهروی ٬ زندگی کردن در دنیاست در عین نبودن در دنیا . زندگی کردن در دنیا بدون اجازه دادن به دنیا برای زندگی کردن در تو . گذشتن از دنیا با آگاهی کامل از اینکه همه چیز گذراست . پس نباید اشفته و پریشان شد .
اگر اینگونه زندگی کنی ٬ برای تو بدبختی و خوشبختی ٬ شکست و پیروزی یکسان خواهد بود . و اگر به مرحله ای برسی که بتوانی نور و تاریکی ٬ زندگی و مرگ را یکسان بدانی ٬ سکوت و آرامشی ژرف ٬ تعادل و توازن در تو پدید می آیند . آن سکوت ژرف همان حقیقت است .

