تبليغاتX
انسان جستجوگری در مسیر شدن

امروز أخرین روز زمستانه . خداحافظ زمستان . زمستان با همه زیبایی هایش ٬ با همه خوبی ها و بدی هایش داره میره . با احترام او را بدرقه می کنم و به او می گویم خدا نگهدارت باشد . منتظرت می مانم تا سال دیگه در شب با شکوهی به نام شب یلدا دوباره ببینمت و حست کنم .

پیشاپیش عید نوروز را به همه ایرانیان و شما عزیز گرامی تبریک عرض کرده و سال عالی و سرشار از رحمت و برکت را برایت آرزومندم .

نوشته شده توسط پسر پاییزی در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 1:3 بعد از ظهر | لينک ثابت |

گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست . بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست . گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن . گفتي كه نه ، بايد بروم حوصله اي نيست . پرواز عجب عادت خوبيست . ولي حيف تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست . گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت . جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست .  رفتي تو ، خدا پشت و پناهت به سلامت . بگذار بسوزند دل من مساله اي نيست ...

در اين دنيا، سراب محکوم است به پوچي ... پرستو محکوم به کوچ کردن ... شمع محکوم به اشک ريختن ... خارها محکوم به تنهايي ... روز محکوم به غروب کردن ... شب محکوم به رسيدن ... قلب با همه پاکي وصداقتش محکوم به دوست داشتن و چه محکوميتي شيرين تر و دلپذير تر ازاين است ؟ اما اي کاش همه اين محکوميتهاي زيبا را مي پذيرفتند . اي کاش ...

عشق تنها نيست ٬ هر چند عاشقا هميشه تنها اند

اون که یه وقتی تنها کسم بود

تنها پناه دل بی کسم بود

تنهام گذاشت و رفت از کنارم

از درد دوریش من بی قرارم

خیال می کردم پیشیم می مونه

ترانه ی عشق واسم می خونه

خیال می کردم یه همزبونه

نمی دونستم نامهربونه


نوشته شده توسط پسر پاییزی در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 11:10 بعد از ظهر | لينک ثابت |

آغاز امامت امام عصر ٬ حجه ابن الحسن العسگری

 حضرت مهدی موعود ٬ صاحب الزمان

 را به همه ی شیعیان و دوستاران آن حضرت و همه ایرانیان و مسلمانان منتظر تبریک عرض می نمایم .

ان شاء الله که آقا همین روزها ظهور کنه و مسلمانان و همه انسانها را به اوج خوشحالی و شادمانی برسونه .

اللهم عجل لولیک الفرج . اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

نوشته شده توسط پسر پاییزی در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 9:51 بعد از ظهر | لينک ثابت |

سالروز شهادت امام حسن عسگری (ع) را به پیشگاه مقدس فرزند ایشان ٬ امام زمان (عج) و تمامی شیعیان آن حضرت تسلیت عرض می نمایم .

چند حدیث زیبا از ایشان :

دل بی خرد در دهان اوست و دهان خردمند در دل او .

مومن برای مومن برکت است و برای کافر حجت .

خشم (لجبازی) ٬ کلید همه ی بدی هاست .

نوشته شده توسط پسر پاییزی در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 10:56 بعد از ظهر | لينک ثابت |

سلام . بیایید با هم پیام خدا را با تمام وجود بشنویم :

خداوند در اولین پیامهایی که به انسان می دهد ٬ حمایت خودش را یاد آور می شود و میگوید : « ادعونی استجب لکم » معنی : « از من بخواهید ٬ من به شما می دهم » . این نشان دهنده این حقیقت است که خدای کریم منبع بی نهایت قدرت و عظمت است که در هر لحظه آدمی را یاری می دهد و او بهترین تکیه گاه است و او غمخوار بندگانش است . خدای رحمان مطمئن ترین تکیه گاهی است که می تواند نقطه ی امید و حمایت خوبی برای انسان باشد . این را انسانهایی که با او رمز و رازی دارند حس می کنند و از این حمایت ٬ استفاده می کنند . چنین احساسی از حمایت خداوند ٬ به انسان این جسارت ٬ شهامت ٬ شجاعت را می دهد که در مقابل مسائل کار و زندگی محکم و استوار بایستد و آنها را حل کند و از زندگیش لذت ببرد .

« فتوکل علی الله و کفی بالله حسیبا »

همواره به او توکل کن و از او کمک بخواه ٬ زیرا که خداوند تو را کفایت می کند .

« و من یتق الله یجعل له مخرجا »

و بدان انسانهایی که تقوای خدا پیشه کنند و به او تکیه کنند ٬ خداوند راه نجات را به آنان نشان خواهد داد .

« خلقت الاشیاء لاجلک و خلقتک لا جلی »

من همه چیز را در این جهان هستی برای تو آفریدم و تو را برای خودم .

گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم

گفت آن روز که این گنبد مینا می کرد

نوشته شده توسط پسر پاییزی در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 ساعت 4:31 بعد از ظهر | لينک ثابت |

شهادت حضرت امام رضا (ع) ٬ ولی نعمت و آبروی ایرانیان را به پیشگاه مقدس فرزند ایشان حضرت مهدی (عج) و تمامی شیعیان و شما دوستان گرامی تسلیت عرض می کنم .

نماز در سیره و گفتار امام رضا (ع) :

نماز مطالبه ی وصال و تقرب بنده به سوی خداوند است .

همانا بهترین راه بندگی کردن خدا ٬ نماز است .

بدان که افضل واجبات بعد از معرفت خدای عزوجل نماز پنجگانه است .

خانه هایی که در آن نماز شب خوانده می شود ٬ بر اهل آسمانها نور می دهند ٬ همانطوری که ستارگان بر اهل زمین نور می دهند .

بر نماز شب و تهجد ٬ مراقبت و مداومت کنید ٬ زیرا که نماز شب احترام به ساحت مقدس اقدس پروردگار است . آن موجب افزایش روزی می گردد و چهره ها را زیبا می سازد و رزق آن روز را ضمانت می کند . در نماز وتر درنگ و وقوف بسیار کنید ٬ زیرا که : هر کس در نماز وتر خود درنگ بسیار کند ٬ وقوف و درنگ او در روز محشر و قیامت ٬ اندک خواهد گشت .

خوشا به حال آنکس که عبادت و نیایش را فقط برای خداوند قرار دهد و قلبش متوجه آنچه می بیند نگردد و به جهت آنچه می شنود از یاد خداوند غافل نشود و سینه اش به خاطر آنچه به دیگران داده شده است محزون نگردد .

بدان که هر نماز دو وقت دارد ٬ اول وقت و آخر وقت . نماز اول وقت خشنودی پروردگار و نماز آخر وقت بخشش خداوند است .

نماز طلب عفو از گناهان گذشته است .


نماز ٬ تفسیر عشق و تصویر مهرورزی است .

نماز ٬ گره زدن دامن خاک است به افلاک .

نماز ٬ کیمیای ناب کائنات و آیینه تمام نمای عبودیت مخلوقات است .

نماز ٬ بهترین و کاملترین حلقه ی اتصال بین بنده و حضرت پروردگار است .


شرح صدر عاشقان در طور سینای نماز

وعده گاه عارفان در مهد زیبای نماز

« آن کس که عشق را با خاک خون گرفته

سجاده را بر دشت تشنه بگسترد

و مهر را از لخته های خون عزیزان ...

تا آخرین نماز عاشقانه را در قامت عروج بخواند »


نهمین پست من در وبلاگ - اردیبهشت ماه ۸۶

... هر نماز آغاز يك توبه است ؛ اعترافي است متواضعانه با اين معنا كه : اي رحمت واسعه ، اي مهربان ، خطاي مرا بر من ببخش ؛ من براي حفظ فطرت خويش كه عنايت و امانت تو بود نزد من ، قصور ورزيدم . هستي من امانت پاك و نيالوده اي بود . تجلي پاكي حضرت تو بود و من آن امانت پاك و شكوهمند را ارزان فروختم . به آن جفا كردم . نورانيت آن را به ظلمت بدل كردم . اكنون در ساحت قدسي و كبريايي تو سر سجود فرود مي آورم ؛ توبه مي كنم ؛ به خاك مي افتم تا شايد كبرها و پيرايه هايي كه به خود بسته ام فرو ريزد ، و بار ديگر شايستگي حضور و وصل پيدا كنم . اي بخشنده مهربان و اي روشنايي نامتناهي ، از تو مي خواهم اين گمشده در توهمات را به ساحت نوراني خود راه دهي ! اي همه رحمت ، به اين گمشده كمك كن تا ستايش او از وحدانيت تو چنان با خلوص باشد كه با ذكر « لا اله الا الله » اين قطره سرگشته و بي پناه بار دگر به درياي رحمتت متصل و در آن محو و فنا بشود .

نوشته شده توسط پسر پاییزی در شنبه هجدهم اسفند 1386 ساعت 9:4 قبل از ظهر | لينک ثابت |

بیست و هشتم صفر ٬ سالروز رحلت پیامبر نور و رحمت ٬ حضرت محمد (ص) و  شهادت فرزند ایشان حضرت امام حسن (ع) را به همه مسلمانان و شما دوستان گرامی تسلیت عرض می کنم .

چند تا از روایت و حدیث از پیامبر (ص) :

نان خوردن به وسيله دين خدا ممنوع

ابن عباس (پسر عموي پيامبر) مي گويد :

هرگاه پيامبر (ص) كسي را مي ديد و وي توجه حضرت را به خود جلب مي كرد مي فرمود : آيا او شغل و حرفه اي دارد ؟ اگر مي گفتند ، نه !  مي فرمود : از نظر من افتاد ! ، وقتي از ايشان دليلش را مي پرسيدند ، حضرت مي فرمودند : به خاطر اينكه اگر آدم خداشناس شغلي نداشته باشد دين خدا را وسيله ي دنياي خود قرار مي دهد و از دين نان مي خورد .

هفتصد درود خداوند

روزي پيامبر (ص) به علي (ع) فرمودند : يا علي ، مي خواهي تو را به چيزي مژده بدهم ؟ علي (ع) عرض كردند : بلي ، پدر و مادرم به قربانت !

فرمودند : جبرئيل خبر داد كه هركس از دوستان من (امتم) بر من و خاندانم صلوات بفرستد ، درهاي آسمان به روي وي گشوده مي شود و فرشتگاه هفتاد صلوات بر او مي فرستند و اگر گناهكار است ، گناهانش مي ريزند همچنان كه برگ از درختان مي ريزد و خداوند متعال به او خطاب مي كند : لبيك يا عبدي وسعديك . سپس به فرشتگان مي فرمايد : ملائكان من ! شما بر او هفتاد صلوات فرستاديد ، اما من بر او هفتصد صلوات مي فرستم .

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

چگونه گناهان فرو مي ريزند

سلمان فارسي به ابوعثمان مي گويد : روزي زير درختي در محضر پيامبر (ص) نشسته بودم ، حضرت شاخه خشك درخت را گرفت و تكان داد ، تمام برگهايش فرو ريخت . سپس فرمود : سلمان ! سوال نكردي چرا اين كار را انجام دادم ؟ عرض كردم : منظورتون از اينكار چه بود ؟

ايشان پاسخ دادند : وقتي كه مسلمان وضويش را به خوبي گرفت ، سپس نمازهاي پنجگانه را به جا آورد ، گناهان او فرو مي ريزد ، همچنان كه برگهاي اين شاخه فرو ريخت .

خشتي از طلا و خشتي از نقره

رسول خدا (ص) فرمودند :

وقتي مرا به معراج مي بردند ، وارد بهشت شدم . در آنجا فرشتگاني ديدم كه با خشت طلا و نقره ساختماني مي سازند ولي گاهي دست از كار مي كشند . از فرشتگان پرسيدم : شما چرا گاهي كار مي كنيد و گاهي از كار دست مي كشيد ؟ سبب چيست ؟ پاسخ دادند : هر وقت مصالح ساختماني به ما برسد مشغول مي شويم و هرگاه نرسد از كار باز مي ايستيم . گفتم : مصالح ساختماني شما چيست ؟ پاسخ دادند :

                       سبحان الله  و  الحمد لله  و  لا اله الا الله و الله اكبر

وقتي مومن اين ذكر ها را مي گويد ما ساختمان را مي سازيم و وقتي كه ساكت مي شود ما نيز دست از كار مي كشيم .

پنج سفارش از پيامبر (ص) :

1-  از آنچه در دست مردم است نا اميد باش !! چه اين كه به راستي آن عين بي نيازي است .

2-  از طمع پرهيز كن ! زيرا طمع فقر حاضر است .

3-  نمازت را چنان بخوان كه گويا آخرين نماز توست و زنده نخواهي ماند تا نماز بعدي را بخواني .

4-  بپرهيز از انجام كاري كه بعدا به ناچار از آن پوزش طلبي .

5-  براي برادرت همان چيزي را دوست بدار كه براي خودت دوست داري .


التماس دعا

نوشته شده توسط پسر پاییزی در جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت 2:30 بعد از ظهر | لينک ثابت |

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش                  بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش

* ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال              مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار               کار ملک است آنکه تدبیر و تامل بایدش

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست             راه رو گر صد هنر دارد ٬ توکل بایدش

با چنین زلف و رخش بادا نظر بازی حرام              هر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدش

نازها را نرگس مستانه اش باید کشید                 این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش

ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند                 دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش

کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود              عاشق مسكين چرا چندين تجمل بايدش

نوشته شده توسط پسر پاییزی در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 2:53 بعد از ظهر | لينک ثابت |

اربعین امام حسین (ع) را به محضر مقدس امام عصر ٬ مهدی موعود (عج) و تمامی شیعیان آن حضرت و شما دوستان گرامی تسلیت می گویم .

چهل روز از عاشورا گذشت . اما عاشورا همچنان هست . هر روز ٬ هر ساعت و هر لحظه . در هر جایی که باشی . ما هر لحظه در آستانه گرفتن تصمیمی هستیم . همیشه باید یک راه را انتخاب کنیم . چقدر در تصمیماتمان به  حقیقت (حق) روی آوردیم و چقدر به واقعیات (باطل) ؟ چقدر حسینی بودیم ؟

امام صادق (ع) می فرمایند : ما دولت و حکومتی داریم و خداوند هرگاه بخواهد ٬ این دولت ظهور خواهد کرد و اگر کسی خوشحال و خوشنود می شود که از یاران مهدی (ع)  باشد ٬ پس منتظر باشد و در حال انتظار اهل  ورع و اجتناب از گناهان و اهل محاسن و مکارم اخلاق باشد .

امام حسین (ع) می فرمایند : مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه زبانشان می باشد ٬ مادامی که زندگی دنیای آنها تامین شود اما همین که در بوته امتحان  قرار گرفتند دین داران کم خواهند بود.

امام صادق (ع)  می فرمایند : برای صاحب این امر (حضرت مهدی (عج)) غیبتی خواهد بود . هر کس در روزگار غیبت او دین خود را حفظ کند مانند کسی است که تیغ های تیز گیاه قتاد را با دستش صاف و هموار سازد . سپس حضرت با دست مبارک خویش اشاره فرمود که چگونه با دست تیغ های قتاد را باید هموار ساخت . آنگاه افزود : کدام یک از شما تا بحال توانسته است خارهای خنجر گونه قتاد را به دست گیرد ؟ سپس حضرت سر به زیر افکند و مدتی سکوت کرد ٬ آنگاه افزود : برای صاحب این امر غیبتی است که در روزگار دشوار غیبت ٬ هر بنده ی خدا باید تقوا پیشه کند و دینش را حفظ نماید .

و در روایتی دیگر آمده است : کسی که در روزگار قائم ما در امر ولایت ما ثابت قدم و استوار باقی بماند و نلغزد چنان است که خداوند پاداش هزار شهید مانند شهدای جنگهای بدر و احد را به آنان عطا فرماید .

فریاد استنصار و طلب یاری حسین (ع) هنوز هم از رواق تاریخ به گوش می رسد :

هل من ناصر ینصرنی  .  هل من مغیث یغیثنا  .  هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله

فریاد استنصار مهدی (ع) نیز همواره بنلد است :

آیا کسی هست که مهدی آل محمد را یاری کند ؟ آیا کسی هست عشق مرا در دل ها زنده کند ؟ و انسانهای بریده از مرا با من پیوند زند ؟

لبیک یا مهدی

آری دوستان ٬ « کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا » . تو را خدا بیایید بایستیم و یک نگاه به خود مون بیندازیم . از کجا آمده ایم ٬ داریم به کجا می رویم و باید به کجا می رفته ایم ؟؟ همین الان بهترین فرصت برای برگشت و اصلاح خود است . به خدا امام زمان (عج) خیلی بزرگواره . همگی مون را می بخشه و بهمون پناه میده . شاید لحظه ای دیگر ٬ دیر بشود . همین الان

اللهم اشف صدر الحسین بقیام الحجه

اللهم جعلنی وجیها بالحسین علیه السلام فی الدنیا و الاخره 

 اللهم عجل لولیک الفرج 

آمین .

یا حق

نوشته شده توسط پسر پاییزی در پنجشنبه نهم اسفند 1386 ساعت 9:59 قبل از ظهر | لينک ثابت |

عشق - بخش آغازین

 

ياران ره عشق منزل ندارد

اين بحر مواج ساحل ندارد

 

بياييد با هم اين بيت شعر را تفسير كنيم . شاعری که این شعر را در هستی سروده چه چیزی درک کرده و این را گفته و منظورش چه بوده ؟؟ به نظر من اين بيت شعر گويايي حقایقي است پيرامون عشق ، اما چه حقيقتي ؟ در مصراع اول مي خواد به اين نكته اشاره كنه كه شما وقتي پا در راه عشق مي گذاري قرار نيست به جايي برسي . منزلگاهي در اين راه نيست . مهم اينه كه در عشق باشي . اگه به اميد رسيدن به عشق آمده اي برگرد كه آن چيزي كه بعنوان عشق در ذهن توست ، اصلا عشق نيست بلكه پنداري اشتباه از عشق است . با عشق ميتواني به خيلي چيزها برسي اما در عشق به جايي كه مال عشق است نمي رسي . در مصراع دوم اشاره به دو نكته دارد . اول اينكه : در وادي عشق آرامش به آن معني كه ما ميشناسيم وجود نداره . عشق را به دريايي مواج و پرتلاطم تشبيه كرده . پس اي كسي كه اول راهي و تازه  وارد وادي عشق شده اي اين طوفانهايي كه ميبيني غير طبيعي نيستند . طبيعت عشق تلاطم است . اين شايد به اين خاطراست كه فقط عاشقين حقيقي قربال بشوند و كساني كه عشقشان حقيقي نيست ٬ خود اين وادي را ترك كنند . و نكته دوم اينكه : اشاره به بي انتها و لايتناهي بودن عشق دارد . خود من شخصا تا حالا مطالعات زيادي در مورد عشق داشته ام و تمامي نويسندگاني كه پيرامون عشق نوشته بودند همگي معترف اين موضوع هستند كه عشق را نه مي توان تعريف كرد (چون اگر تعريف شود محدود مي شود) و نه مي توان حدود آن را مشخص كرد . واقعا اين يك حقيقت است كه عشق لايتناهي است .

 

اما واقعا عشق چيست ؟ چرا عشق بوجود آمد ؟ مسئله مهم عشق و عقل !!؟

 

در پستهاي بعدي به اين سوالها پاسخ مي دهم و اين مبحث را تا جايي ادامه مي دهيم تا تصور درستي از عشق بدست آوريم . البته با كمك شما . نظر فراموشتون نشه . با تشكر

نوشته شده توسط پسر پاییزی در جمعه سوم اسفند 1386 ساعت 7:53 بعد از ظهر | لينک ثابت |

همواره اعتقاد داشته ام که چه در هر انسان و چه در سراسر جامعه ,دگرگوني هاي ژرف در دوره هاي زماني بسيار کوتاهي رخ مي دهند . درست آنگاه که هيچ انتظارش را نداريم ,زندگي پيش روي ما مبارزه اي مي نهد تا شهامت و اراده مان را براي دگرگوني بيازمايد . از آن لحظه به بعد ,حاصلي ندارد که وانمود کنيم چيزي رخ نداده و يا بهانه بياوريم که هنوز آماده نيستيم . اين مبارزه منتظر ما نمي ماند. زندگي به پشت سر نمي نگرد.بايد خطر کرد .تنها هنگامي معجزه زندگي را به راستي درک مي کنيم که بگذاريم نامنتظره رخ دهد .خداوند هر روز - همراه با خورشيد - لحظه اي را به ما مي بخشد که در آن مي توانيم هر آنچه را که ما را ناشاد مي کند ,دگرگون کنيم ,هر روز مي کوشيم وانمود کنيم که اين لحظه را نمي فهميم ,که وجود ندارد ,که امروز مانند ديروز است و همچون فردا خواهد بود . اما هر کس به روز خود توجه کند آن لحظه جادويي را کشف مي کند . اين جادو مي تواند در همان لحظه اي نهفته با شد که با مدادان ,کليدي را در قفل در مي چرخانيم ,در لحظه سکوت بعد از شام , در هزار و يک چيزي که مشابه مي نمايند.اين لحظه وجود دارد -لحظه اي که در آن همه توان ستارگان به ما مي رسد ,و مي گذارد معجزه کنيم- خوشبختي گاهي يک برکت است -اما معمولا يک فتح است .لحظه جادويي روز ياري مان مي کند تا دگرگون شويم ,وادارمان مي کند به جست و جوي روياهامان برويم .رنج خواهيم برد,لحظه هاي دشواري خواهيم داشت ,مايوس مي شويم -اما همه اينها گذرايند و اثري بر جا نمي گذارند . ودر آينه, مي توانيم مغرورانه و با ايمان به گذشته بنگريم .بدبخت کسي که مي ترسد خطر کند .چون شايد او همچون کسي که رويايي براي دنبال کردن دارد ,با نوميدي و ياس رنج رو به رو نشود, اما هنگامي که به گذشته مي نگرد -چرا که ما همواره به گذشته مي نگريم - آواي قلبش را مي شنود که :"با معجزاتي که خدا در هر روز تو کاشته بود , چه کردي ؟ با استعدادهايي که پروردگارت به تو سپرده بود چه کردي ؟ در گودالي دفن شان کردي , چون مي ترسيدي از دست شان بدهي . پس ميراث تو اين است : يقين که زندگي ات را به هدر داده اي
گاهي اندوهي ژرف ما را فرا مي گيرد که نمي توانيم مهارش کنيم .مي فهميم که لحظه جادويي آن روز گذشته ,و هيچ نکرده ايم .سپس زندگي جادو و هنرش را پنهان مي کند .با يد به آواي کودکي که روزگاري بوده ايم ,گوش بسپريم ,کودکي که هنوز درون ماست .اين کودک لحظه هاي جادويي را مي فهمد . مي توانيم فريادش را خفه کنيم ,اما نمي توانيم آوايش را بخوابانيم کودکي که روزي بوده ايم ,همچنان حاضر است .خجسته باشند کودکان ,چرا که ملکوت آسمان از آن آنان است اگر تولد دوباره نيابيم ,اگر بار ديگر با معصوميت و شيفتگي کودکي به زندگي ننگريم ,ديگر معنايي در زندگي نخواهد ماند به آنچه کودک درون سينه مان مي گويد,گوش بسپريم.از اين شرمنده نشويم . نگذاريم بترسد , که تنهاست وشايد هرگز صدايش را نشنوند بگذاريم که او کمي مهار هستي مان را در دست بگيرد .اين کودک مي داند که هر روز با روز ديگر متفاوت است .کاري کنيم که بار ديگر احساس محبوب بودن کند .اين کودک را راضي کنيم -حتي اگر مستلزم رفتاري نا مانوس باشد,حتي اگر از نظر ديگران احمقانه بنمايد.فراموش نکنيد که خرد آدميان در برابر خداوند جهالت است .اگر به کودکي که در روح خود داريم ,گوش کنيم , چشمهامان به درخشش در مي آيند .اگر رابطه مان را با اين کودک از دست ندهيم ,رابطه مان را با زندگي از دست نمي دهيم..
ديگري نباشيد

ديگري کسي است که به ما آموخته اند با شیم ,اما ما نيستم ."ديگري" اعتقاد دارد که انسان مجبور است تمام زندگي اش را به اين فکر کند که چطور آنقدر پول جمع کند که وقتي پير شد ,از گرسنگي نميرد.آنقدر فکر مي کند و آنقدر نقشه مي کشد که تنها وقتي مي فهمد زنده است که روزگارش روي زمين به پايان رسيده .اما ديگر خيلي دير شده.
و تو ,تو کي هستي؟

من همان کسي هستم که هر کدام از ما هستيم ,اگر به نداي قلبمان گوش بدهيم .کسي در برابر راز زندگي حيرت زده مي شود که قلبش به روي معجزه ها باز است, که در آن چه مي کند ,احساس شادي و شيفتگي مي کند .فقط "ديگري" از ترس نوميدي,نمي گذاشت من اينطور رفتار کنم
اما می پرسید رنج وجود دارد؟؟

بله شکست وجود دارد .اما هيچ کس از آن نمي گريزد .به همين خاطر,بهتر است آدم در چند نبرد به خاطر روياهايش ببازد تا اين که شکست بخورد ,بي آنکه بداند به خاطر چه مي جنگد
پس همان کسي باش که دلت مي خواهد باشي
اگر ديگري را از زندگي خارج کني انرژي ايزدي معجزاتش را تجلي مي بخشد
خدا دوست دارد ما را شاد ببيند ٬ چون او پدر است
او مدام از ما مي خواهد به دنبال رويا ها و قلب خودمان برويم


دومین پست من در وبلاگم . اسفند ۸۵ . فرستنده متن : مارال

نوشته شده توسط پسر پاییزی در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 7:50 قبل از ظهر | لينک ثابت |

 
business articles