مردم در دروغ زندگی می کنند . البته آن دروغ ها زیبا ٬ راحتی بخش و مطبوعند و موجب تسلی خاطر می شوند . اما در هر حال دروغ ٬ دروغ است و نمی تواند دردی را دوا کند . دروغ چون تریاک عمل می کند . می تواند کمک کند بدبختی را فراموش کنی ٬ می تواند به عنوان داروی آرامش بخش مورد استفاده قرار گیرد اما نمی تواند بیماری را ریشه کن کند . فقط بر نشانه های بیماری سرپوش می گذارد .
و میلیونها تن از مردم زندگی خود را با دروغ های تسلی بخش سپری می کنند . آنها این دورغ ها را حقیقت می پندارند .... !!! اما اساسی ترین کیفیت حقیقت این است که تو خود باید آن را کشف کنی .
حقیقت از کسی به کس دیگر منتقل نمی شود . هیچ کس نمی تواند حقیقت را به بدهد . تو باید با تلاش خودت ٬ حقیقت را کشف کنی . هر چه از دیگران دریافت داری ٬ دست بالا می تواند یک دروغ شیرین و دوست داشتنی باشد . تو می توانی دور و برت را با دروغهای بی پایه و شیرین پر کنی اما این بازی خطرناکی است ٬ زیرا تو فرصت ٬ زمان و انرژی را که می توانست دنیای حقیقت را در اختیار تو قرار دهد از دست می دهی .
سر سپردن به حقیقت یعنی اینکه « من به هیچ سنتی تعلق نخواهم داشت . فقط جستجو خواهم کرد . فقط زمانی باور خواهم کرد که خودم بدانم ٬ نه قبل از آن . »
تا زمانی که چنین تصمیمی نگیری ٬ حقیقت از دسترس تو دور خواهد ماند . اگر این تصمیم در قلب تو ریشه بدواند ٬ حقیقت دیگر دور نیست . وقتی از حقیقت آگاه شوی ٬ از زندگی جاودان ٬ از آنچه که آغازی دارد ولی بی پایان است آگاه خواهی شد و این باید یگانه سر سپردگی و تسلیم باشد . (سر سپردگی و تسلیم = توکل) .
اوشو

